آتش عشق تو زد شعله جان و تن من ای دیوانه دوست دارم

گر کسی گوید عاشقت شده بی شک بدان من جانانه دوست دارم

میبرد دلم دو چشمان شگفت انگیزت خنده هایت

من عاشق را بهم میریزد ای دیوانه دوست دارم

من در باران به تو دل دادم برق چشمانت مانده در یادم مثل ماهی در دل تاریکی دنیا

ای رویای همه شب هایم عشق از من را کرده رسوایم