متن آهنگ ممیز آخرین دیدار

 

هنوز جای زخمت روی سینمه هنوز میبینمت وقتی خوابم میبره

توهمت رو لبم بوسه میزنه هنوز دلم با عقلم چونه میزنه

یه فرصت بده بگو بهش بیاد ولی خودمونیم چقد بهش میاد

اون سفید بپوشه و منم سیاه دلم تنگ شده براش خیلی زیاد

تورو میخواستم فقط برا خودم گفتی برو نیا شلوغ شده دورم گفتم اینا هم میزارن تورو بعد میرن

گفتی همه آدما یه روز حذف میشن

میبینمت هر بار توو اوج مستی هربار همون طور با همون لباس قبلی من خوردم زمین بازم تو رفتی

این کارا رو میکنی من بشم تحقیر ولی مهم نیست سرت سلامت شادیات مال همه غمت برا من

فدا سرت اگه همش کلافم یا میبینمت تا یه سال بعدش خرابم من تشنم ولی راضی به سرابم

توهم بپر بالا فعلا همه که سوارن  آخه چند بار میگی دوست ندارم هیس هیچی نگو میخوام بخوابم

این بار منو بیدار نکن بذا بخوابم صدام نکن بذا ببینمت یه دل سیر بیا و بمون کنارم یبار نرو

این بار منو بیدار نکن بذا بخوابم صدام نکن بذا ببینمت یه دل سیر بیا و بمون کنارم یبار نرو 

منو چی کار داری تو خوب باش فقط آخه چقد تاوان بدم برا دوست داشتنم

اونکه میگشت با دوستاش فقط نمیدونم اونم منو دوست داشت یا نه

امیدوارم هر جا هست حالش خوب باشه  دور از تنهایی دورش شلوغ باشه

مثل ستاره غرق نور باشه با حال خوب بخوابه با حال خوب پاشه

اونکه دیگه منو اصا یادش نیس ولی من چشام میشه به یادش خیس

اصا من بد اصا من هیچی اما این قلب بود گناهش چی