متن آهنگ حمید چلارسی دل به دریا

 

تو فقط آمده ای از دل من رد بشوی با دل خون جگر گاه کمی بد بشوی

من چنان مست و پریشان شدم از عشق نگو بیوفا سهم من از عشق تو باید بشوی

غزل از چشم تو میبارد و شاعر شده ام زیر باران غمت باز که عابر شده ام

خم به ابروی تو پایان نفسهای من است کفر اگر نیست به چشمای تو کافر شده ام

دل به دریا زده ام ای عشق بی تو تنها شده ام ای عشق

ذره ذره دل من آب شد بی تو شیدا شده ام ای عشق

دل به دریا زده ام ای عشق بی تو تنها شده ام ای عشق

ذره ذره دل من آب شد بی تو شیدا شده ام ای عشق

حال من حال همان ابر بهار است بمان باز هم ریشه دوانده به دل مست بمان

من کجا عشق کجا قصه کجا برده مرا با دل و جان و تنم غم شده همدست بمان

با من از عشق بگو از غم شیرین دلم من که دلتنگ شدم جزتو نمیبینه دلم

کوه به کوه نمیرسد من به تو اما ای عشق بی تو هر جا که روم وای چه غمگینه دلم

دل به دریا زده ام ای عشق بی تو تنها شده ام ای عشق

ذره ذره دل من آب شد بی تو شیدا شده ام ای عشق

دل به دریا زده ام ای عشق بی تو تنها شده ام ای عشق

ذره ذره دل من آب شد بی تو شیدا شده ام ای عشق