من همانم که دل از دنیا بریدم با غمت آتش به باران میکشیدم

هر چه خواستی خواستم عشقی ندیدم

خاطراتم را چرا یادت نمانده غصه ها من را به پایانم رسانده

بی وفا مهر و وفا یادت نمانده

قلب من این چنین آسان نمیلرزید عشقت اما به غم هایش نمی ارزید

دنیا را بردی هم راحت به نابودی دنیا غم شد مگر تو چند نفر بودی