یادته اولین لحظه ی دیدار قسم خوردیم برای هم بشیم یار

ولی چند تا شدن گامتو رفتی گذاشتی منو با دلم گرفتار

راضی شدی به مردن غرورم به یادتم اگر چه از تو دورم

به پات میفتادم چه عاجزانه اشکای من میریخت چه کودکانه