متن آهنگ کسری زاهدی چشمات

 

آرزوهایی که داشتم بعد تو توو سینه میمیرن بعد تو روزای هفته مثل جمعه خیلی دلگیرن

مثل اشکای یه ماهی که توو دریا دیگه معلوم نیست

آدما اشک منو توو بارونا جدی نمیگیرن

آخه چشمات برای من نفس نمیذاره یه زندگی به من بدهکاره بیا از این جدایی دست بردار

دل عاشسق خدا میدونه که گرفتاره

ولی غرورشم نمیذاره دیگه چقد خرابه حالش

مثه پنجره ای که یه عمره توو حسرت بارون دل تنگ من این روزا همدم خاطره هامونه

واسه من که نه ولی واسه تو فاصله آسونه

تویی درد من بگو دردم جز تو کی میدونه

آخه چشمات برای من نفس نمیذاره یه زندگی به من بدهکاره بیا از این جدایی دست بردار

دل عاشسق خدا میدونه که گرفتاره

ولی غرورشم نمیذاره دیگه چقد خرابه حالش