چقدر صدات زدم ولی صدام به جایی نرسید

حتی یکی صدای غربتم رو اینجا نشین

تورو قسم میدم نیا که شد امیدم ناامید

خورشید شهر کوفه بی فروغه

نیاکه حرفاشون همه دروغه

بازار تیر و نیز شون شلوغه

عهدی که بستن و زدن شکستن

همه ی شهر به رو درا را بستن

برو مدینه که کوفیا پستن

برگرد آقا برگرد آقا برگرد آقا برگرد آقا

به غیر تو نرسید دیگه کسی به داد من

روضه مادرت اومد تو کوچه ها به یاد من

اینا که از مغیره بدترن به اعتقاد من

منو زدن مثل مادرت آقا

سرم شکست فدای سرت آقا

فدا سر علی اصغرت آقا

نیا به خواهرت میشه جسارت

تو کوفه این روزا حرفه اسارت

تموم معجرا می‌ره به غارت

آه برگرد آقا برگرد آقا برگرد آقا برگرد آقا

بشکنه دستی که برات نامه نوشت و گفت بیا

پشیمونم چه فایده وقتی داری میای آقا

زینب رو با خودت نیار تو این دیار پر بلا

آه آخر این مسیر به قتلگاهه

سرت رو جایزست خدا گواه

سهم حرم فقط گریه و اهه

نیا که دنیا رو سرم خرابه

حتی تصورش برام عذابه

سرت ی روزی تو بزم شرابه

برگرد آقا برگرد آقا برگرد آقا برگرد آقا

مداحی چقدر صدات زدم ولی صدام به حایی نرسید