متن آهنگ عماد قویدل توپاک نیستم

 

یه چند خط میگم به فرزندم گرچه ندارمش هنوز بمونه یادگاری

من توپاک نیستم ولی به اندازه ی خودم سعی کردم قدم بردارم

من جلو روم یه شهر متروک میبینم صدام کوک نی من کوک میبینم

توپاک نیستم مرموز میمیرم با شغلم در واقع هر روزم میمیرم

آینده و زن و بچه ای ندارم من دیگه حال زجه ای ندارم

منتظرم بیان دستبند بزنن چی میخواد برسه از من به زنم

مردم حرفایی میگن در وصفم فکر میکنم که من در قصرم

هر شب تو تختم هست یه هم  بستر حتما تا گلو سر مستم