متن آهنگ جواد سنگونی امام

 

هر روز شب بود و زمستونی تاریک بود و سوت و کور و سرد

خورشید رسوا کرد سرما رو خورشید اومد روز و روشن کرد

خورشید بود اون مرد و لبخندش روزی یخ این چشمه رو وا کرد

ما قطره بودیمو پراکنده اومد دوباره ما رو دریا کرد

اومد دوباره ما رو دریا کرد

مثل یه کوه قرص و محکم بود مثل یه رود زنده و جاری

پندش نوید صبح پیروزی چشمش شکوه صبح بیداری

تقویم دیروز و ورق میزد خورشید فردا رو نشون میداد

فریاد مظلومای عالم بود کاخ سیاهی رو تکون میداد

♫♫♫

اون مرد که آیینه ی عزت اون مرد که دلگرمی ما بود

دلخوش به این و اون نبود هیچ وقت چشم امیدش سمت بالا بود

هر چند از دنیای ما رفته دنیا پره از عسر و از یادش

تو ذهن دنیا مونده لبخندش تو گوش دنیا مونده فریادش

تو گوش دنیا مونده فریادش

مثل یه کوه قرص و محکم بود مثل یه رود زنده و جاری

پندش نوید صبح پیروزی چشمش شکوه صبح بیداری

تقویم دیروز و ورق میزد خورشید فردا رو نشون میداد

فریاد مظلومای عالم بود کاخ سیاهی رو تکون میداد