متن آهنگ سعید مشرقی آغوش امن

 

یادت رفت اونی که بالتو بست منم روی رخم تو مرهم زدم

حالا بی من پرواز کن آره من بدم

اومدی با دو تا چشم قرمز با یه قلب شکسته ی بی حس

گفتی برس به دل خسته و داغون منم شدم برات مثل بارون

وقتی شب میرفت بالا تبت مثل شمع بودم بالا سرت

وقتی دور شدن ازت همه دل من نخواست جا بزنه

وقتی شب میرفت بالا تبت مثل شمع بودم بالا سرت

وقتی دور شدن ازت همه دل من نخواست جا بزنه

♫♫♫

هیچکی برات من نمیشه نه سری پیش سرا شدی پیش من

کدوم آدما همیشه ان کو دیگه این آغوش امن

وقتی شب میرفت بالا تبت مثل شمع بودم بالا سرت

وقتی دور شدن ازت همه دل من نخواست جا بزنه

وقتی شب میرفت بالا تبت مثل شمع بودم بالا سرت

وقتی دور شدن ازت همه دل من نخواست جا بزنه