متن آهنگ سینا سرلک تهران از اینطرف

 

در جاده ی هراز رودی پر از خروش دشتی پر از علف

بر مرکبی سوار گم کرده راه خویش تنها و بی هدف دیدم کنار راه

جایی نوشته بود تهران از اینطرف

یادت بهانه شد کم کم ترانه شد تهران از اینطرف

یادت بهانه شد کم کم ترانه شد تهران از اینطرف

♫♫♫

دیدم پرنده ای نوک میزند به برگ

با کوه گفت و گو با قله ها به حرف

پر زد پرک پرک با بال های سرد از شمشمک و دیزین تا دره ی اوین

یادت بهانه شد کم کم ترانه شد تهران از اینطرف

یادت بهانه شد کم کم ترانه شد تهران از اینطرف

♫♫♫

مردی که مینواخت با … خویش

نی لبک مردی که میگریست با چشم آسمان بالا تر از ونک

یادت بهانه شد کم کم ترانه شد تهران از اینطرف

یادت بهانه شد کم کم ترانه شد تهران از اینطرف

یادت بهانه شد کم کم ترانه شد تهران از اینطرف

یادت بهانه شد کم کم ترانه شد تهران از اینطرف