متن آهنگ آرش والا بی تو مهتاب شبی

 

بی تو مهتاب شبی ؛ بی تو مهتاب شبی ؛ باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم ؛ خیره به دنباله تو گشتم

شوق دیدار تو ؛ شوق دیدار تو ؛ لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

♪♪♪

در نهان خانه ی جانم ؛ گل یاده تو درخشید

باغ صد خاطره خندید ؛ عطر صد خاطره پیچید ♪♪♪

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پرگشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم ♪♪♪

تو همه راز جهان ؛ ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت ؛ آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام ؛ خوشه ی ماه فروریخته در آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب ؛ شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ ؛ همه دل داده به آواز شباهنگ

♪♪♪

یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن

لحظه ای چند بر این آب نظر کن

آب آیینه ی عشق گذران است ؛ تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت با دگران است

تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن

با تو گفتم حذر از عشق ندانم حذر از عشق ندانم

سفر از پیش از تو هرگز نتوانم ؛ نتوانم

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد ؛ چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم