متن آهنگ مرتضی جعفرزاده روزگار روزگار

 

زندگی زندونه نمیخوامت دنیا عمرمو دادم به پای اون بی وفا

من گذشتم از خود تو نامردی چرا با دل غمگینم دیگه سردی چرا

روزگار روزگار لعنتی خسته ام من پشیمانم دل راه به رات بسته ام

از رفیق و نامرد زخم خنجر خوردم من برای این عشق آبرویم بردم

روزگار روزگار لعنتی خسته ام من پشیمانم دل راه به رات بسته ام

از رفیق و نامرد زخم خنجر خوردم من برای این عشق آبرویم بردم

قلب من داغونه تو کنارم نیستی عهد و پیمانم را با رقیبم بستی

ای خدا سیرم من تو جوونی پیرم رد شدی چه آسون قلبمو شکستی

روزگار روزگار لعنتی خسته ام من پشیمانم دل راه به رات بسته ام

از رفیق و نامرد زخم خنجر خوردم من برای این عشق آبرویم بردم

روزگار مدیونی تو به زخمای من تو ندیدی حتی اشک چشمان من

قسمت من غم بود زخمی رو قلبم بود دستای بی رحمت سایه ی مرگم بود

روزگار روزگار لعنتی خسته ام من پشیمانم دل راه به رات بسته ام

از رفیق و نامرد زخم خنجر خوردم من برای این عشق آبرویم بردم