متن آهنگ کامران تفتی پرده هایی از شب

 

شب  دوباره بی صداست غم دوباره شکل های تازه ای گرفته است

شکل یک دروغ تازه را گرفتم شکل تو بدون پایان بی انتها

دوباره بی صدا دوباره بی صدا بی صدا

تو جمله های ناتمام منی حرف های منی که نتوانست کسی را عاشق کند

و اندازه ی عشق را بکشد دست های منی

دست های منی که هیچ وقت هیچ کس را نکشت و فقط نوشت

تو پرده هایی از شبی که خودم با همین دست ها روی خورشید کشیدم

♫♫♫

تو قلب منی که عاشق نشد و دوست داشته نشد

سکوت منی که دوستش ندارم و هیچکس دوستش ندارد

تو شهر هایی هستی که گمشان کردم یا در آن ها گم شدم

و دوستشان ندارم و دوستی در آن ها ندارم

تو دوستی منی دوستی منی

که گمت کردم گمت کردم گمت کردم گمت کردم

گمت کردم گمت کردم گمت کردم گمت کردم