متن آهنگ محمدرضا فروتن مکتب

 

یک حس سهل و آنی یک بازی روانی

آسان و تکلف دور از در مبانی

ذاتی ترین گرایش میلی به سمت کاهش

انگار ذهن و اعصاب کردند یک تبانی

تغییر کرده ام من حاشا ز فاش تغییر

رازیست در میانه یک راز این زمانی

یک مدت مدیدیست چیزی نگفته ام چون

آزاده بوده ام از هر بازی زبانی

جنسی به خود گرفتم مرغوب و فرد اعلاء

جنسی که کار دست است جنسی چنان که دانی

اندیشه های واهی تردید چار راهی

از آن مکان شهری گشتند این مکانی

اندازه ام بهم ریخت بیرون پریدم از خط

رنگ خطوط خارج آبی ارغوانی

افسرد گونیا و پرگار هم نچرخید

من ماندمو شما و آن ایکس جاودانی

♫♫♫

آموزشی که دیدم در مکتب تو ای عشق

تاثیر میگذارد بر تیر هر کمانی

با تو ز خویش بیشم من پایتخت خویشم

دیگر وطن ندارم هر سمت تو برانی

چون تیر جسته ام من اکنون گسسته ام من

جغرافیای خالی جستم به بی کرانی