متن خداییش خسته شدم از دوریت بسه بیا

 

من خیلی خوردم زمین بزرگ شدم یادم نرفت

چند سال گذشتِو زخمی که تو به من زدی یادم نرفت

من ته راهو دیدم از شرارت حرف نزن

تو که آهویی گلم شکارچیات دست بوسمن

دریا خیلی خوب بودش ماهیاش خراب بودن

دلِ من دریا بود به خودت بگیر گلم

بازم گردن نگیری به جون چشات میرم

عمقِ دریای دلت زیاد بودش خفه شدم

دست کشیدن رو صورتت رفتش صفحه‌ ی بعد

تو ولم کردی گلم ، واسه کی از رفتنت حرف بزنم

خیلی حرف زدم گلم ولی این نبودت میشه حرف دلم

تنهایی اینجا نشسته انگار بهش بدهکارم

سیگاری نیستم من هی میگه سیگار بدم

تنهایی میشه بری ، برو دیگه از سرم دست بردار

زورم به تو میرسه نذار که من سرد شم باز

بعد اینکه رفتش خاطراتو کردم خاک

گفتمش چشامیمو رفتشو کردش توی چشمم خاک

رفتشو لال شدم حرف زدن یادم رفت

وقتی که با اون دیدمش درد زخمای تنم یادم رفت

خنده‌هاشو دیدم خیانتاش یادم رفت

خنده هاش قشنگ بود درست مثل غروب خورشید خدا

خداییش خسته شدم از دوریت بسته بیا

دستو پام بسته بودش ولی زندانی نبودم

دستامم زخمی بودش از کسی شاکی نبودم

مادرم گریه میکرد ولی من نمرده بودم

خیلی درد داشتم من به کسی نگفته بودم

دکتره خوب بودشا ولی من مریض نبودم

من نفهمیدم چی میگه ولی فک کنم که من دیوونه بودم

آقای روان‌شناس اونا عشقمو عزم گرفته بودن

قرار بود من خوب بشم روان‌شناس روانی شد

تو خیانت کردی ولی هنوز دلیل گریه هامی تو

هر چقد خوردم کنی بازم مشتی چشامی تو

همه جا خوب بودشا بعد رفتنت امید واسه همه اضافی شد

الان که دیر میخوابی پوستت خراب نشه

می گفتم بیا بیرون میگفتی هوا بده

می گفتم دلتنگم میگفتی دروغ نگو

می گفتم عاشقتم میگفتی این حرفارو از روی کتاب نخون

دست و پای زخمیه من یادگاره عشقمه

تو مسیر زمین خوردن عشقم کاره هر شبه

خودت که نیستی گلم اسمت روی دستمه

به همین اسمت قسم اشکت بیاد میکُشمش