متن آهنگ پویا بیاتی فراق

 

مثل رودی که به دریا شدن ایمان دارد عشق تو در دل عشاق تو جریان دارد

خوش به حال دل آن عاشق بی تابی که ساحل امن تو را در دل طوفان دارد

تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود

خون بر این خاک فشاندی تو و میدانستی که زیارتگه رندان جهان خواهد بود

درد ما درد فراق است دوایی برسان صاحب تریت خون رنگ ضفایی برسان

تشنه ی آب فراتیم و عجل نزدیک است ای شه کرببلا کرببلایی برسان

درد ما درد فراق است دوایی برسان صاحب تریت خون رنگ ضفایی برسان

تشنه ی آب فراتیم و عجل نزدیک است ای شه کرببلا کرببلایی برسان

♫♫♫

هر چه خواندیم به غیر تو پشیمانی شد هر چه بردیم به جز نام تو حیرانی شد

ما رسیدیم به نام تو و دیدیم خدا در نگاهیست که با شوق تو بارانی شد

خاک ما از نم این اشک بهاری گل شد خون تو بر گل ما ریخت و نامش دل شد

ما چرا دور ضریح تو نچرخیم حسین در طوافی که خود قبله به تو مایل شد

درد ما درد فراق است دوایی برسان صاحب تریت خون رنگ ضفایی برسان

تشنه ی آب فراتیم و عجل نزدیک است ای شه کرببلا کرببلایی برسان

درد ما درد فراق است دوایی برسان صاحب تریت خون رنگ ضفایی برسان

تشنه ی آب فراتیم و عجل نزدیک است ای شه کرببلا کرببلایی برسان

♫♫♫

بی سبب نیست که اینگونه لبت بی آب است عطشی هست که تنها به عطش سیراب است

شمس عشقی و قمر دور قدت میچرخد بی سبب نیست اگر ماه تو عالم تاب است

هر که در بند غمت بود ز هر غصه رهاست با تو فهمید جهان کعبه ی مقصود کجاست

هر که اهرام تو را کرد به تن حر تو شد گفت خود را بنگر آیینه در کرببلاست

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ که آنجا سر ها بریده بینی

بی جرم و بی جنایت