متن آهنگ مهراب نقطه پایان

 

بار اول اتفاقی خورد بهم کیفش افتاد زمین

حواسم جای دیگه بود گفتم من شرمندتونم

خواستم کمکش کنم که یهو چشام خورد به چشاش

لعنتی انگاری توی چشاش قهر خدا رو داشت

بذار دلیل جداییمونو بگم برا مثال

تا برم ببینمش هر شب دل آشوب و بی قرار

حتی پلک زدناشم میشمردم میرسید به هزار

انقدر میخواستم که سپردم دست امام رضا

مادرم خیلی خوش حال شد که من انتخابمو کرد

عروسمو کی میاری که من دورش بگردم

گفتم مادر یه فرشتست که آدم نمیکنه باور

یه فرشته بودی ولی فرشته ی مرگ

.. خودشو جدا میکرد ازم

حتی به دیدن مادرم نمیومد دیگه رسما

آخر قصه تو زیر خاک خفته آرام

من جایی قلبم دست گرفتم که نقطه ی پایان

من پای کسی تموم این موهامو رنگ زدم

که سیاه بازی هاشو دیدم چجوری کند ازم

هر چی داشتمو نداشتم و گرفت با …

فکر میکرد نمیدونم ببین میدونستم خرم

خریت تو عشق تو برام مقدسه

خریت تو عشق تو با چشمای تو هم دسته