متن آهنگ احمد سلو قلب

 

تو که میدونی تنهایی چیکار میکنه با قلب یه آدم

خدا میدونه واسه این رابطه واقعا نگرانم

منی که اسطوره بودم یه روزی واسه عالم و آدم

حالا یه آیینه ی عبرت شدم واسه اطرافیانم

اگه تو سرد بشی دلسنگ بشی باهام حق داری بازم

وقتی تمومی نداره با خودم لجبازیامم

حتی یه چند سالی پیر تر شدم از هم بازیامم

انقده تنهایی دیدم که عاشق تنهاییامم

عشق آدمو کور میکنه دلو مجبور میکنه

خودشو حبس توی سلول یه زندون میکنه

عشق دلتو خون میکنه یه وقتاییم خوب میکنه

دل یه عاشق و میگیره و حیرون میکنه

عشق آدمو کور میکنه دلو مجبور میکنه

خودشو حبس توی سلول یه زندون میکنه

عشق دلتو خون میکنه یه وقتاییم خوب میکنه

دل یه عاشق و میگیره و حیرون میکنه

♫♫♫

نه میتونستم از پیشت برم نه میشد که بمونم

میخواستم برم ولی دلم میگفت محاله که بتونم

نه میتونستم حالیت کنم که وابستس به تو جونم

تا کجا باید عاشقت میموندم من نمیدونم

یجوری رفتی خشکم زد دلم مونده تو بارون

تصمیمتو گرفتی تو آخرش تو جای هر دوتامون

رفتی و ماتم زد چشام خسته به راه موند

حالا که نیستم حواست باشه به دلامون

عشق آدمو کور میکنه دلو مجبور میکنه

خودشو حبس توی سلول یه زندون میکنه

عشق دلتو خون میکنه یه وقتاییم خوب میکنه

دل یه عاشق و میگیره و حیرون میکنه

عشق آدمو کور میکنه دلو مجبور میکنه

خودشو حبس توی سلول یه زندون میکنه

عشق دلتو خون میکنه یه وقتاییم خوب میکنه

دل یه عاشق و میگیره و حیرون میکنه