متن آهنگ جواد یساری زمستون

 

مثل یه برکه ی خشکم که چشام حسرت دیدن بارونو داره

دیگه دستای قشنگت واسه من سوز برفای زمستونو داره

تو صلیبی منه مصلوبو ببین که چه بیهوده گرفتار شدم

حالا که عشق نویی داری به دل منه کهنه چه دل آزار شدم

جای انگشتای دست تو هنوز رو غبار آیینه مونده به جا

جواب آیینه رو من چی بدم اگه پرسید یه روزی رفتی کجا

تو صلیبی منه مصلوبو ببین که چه بیهوده گرفتار شدم

حالا که عشق نویی داری به دل منه کهنه چه دل آزار شدم

تو حالا هر کی میخوای باش ولی ممن تا قیامت شبا بی خواب توام

یعنی میشه یه روزی باز ببینم روز و شب آفتابو مهتاب توام

تو صلیبی منه مصلوبو ببین که چه بیهوده گرفتار شدم

حالا که عشق نویی داری به دل منه کهنه چه دل آزار شدم

روز من تریک شد تاریکیه موی تو شد آی وای امانم

طفل دل آواره شد آواره ی کوی تو شد یار

رحمتی کن ای همه امید من آه

دست امیدم سوی تو شد آی ای

تو حالا هر کی میخوای باش ولی ممن تا قیامت شبا بی خواب توام

یعنی میشه یه روزی باز ببینم روز و شب آفتابو مهتاب توام

تو صلیبی منه مصلوبو ببین که چه بیهوده گرفتار شدم

حالا که عشق نویی داری به دل منه کهنه چه دل آزار شدم

تو صلیبی منه مصلوبو ببین که چه بیهوده گرفتار شدم

حالا که عشق نویی داری به دل منه کهنه چه دل آزار شدم