متن آهنگ مبین شادلو شانه ی تو

 

رد شد آب از سر این عشق شاید رفتی و گفتی هر چه پیش آید خوش آید

من که بجز عشق تو اما کاری ندارم یاری ندارم

رفتی نفهمیدم دلیل این رفتنت را برگرد کنارم

برگرد همان که گفتی میشوم من من عاشقت هستم نه دشمن

تو را که میفهمد بجز من برگرد

قلبم هنوزم خانه ی توست اینجا کسی دیوانه ی توست

محتاج مهر شانه ی توست

چقد تنها بشینم تا بیایی خیابان را ببینم تا بیایی

نداری خبر از حال من اما تمام شهر را گشتم کجایی

اگر دلت گرفت به خانه برگرد به احساس منه دیوانه برگرد

ندارمت تو را درد بزرگیست بجز تو هیچکس پناه من نیست

برگرد همان که گفتی میشوم من من عاشقت هستم نه دشمن

تو را که میفهمد بجز من برگرد

قلبم هنوزم خانه ی توست اینجا کسی دیوانه ی توست

محتاج مهر شانه ی توست