متن آهنگ علیرضا پوراستاد سکوت

 

 

غمگین شدی قبول تنها شدی درست

اما صبور باش این خونه خاطرست از خونه دور باش

اون بت که ساختی با دستای خودت

حالا خدا شده تا دیده عاشقی از تو جدا شده

سرگرمی براش اشکای هر شبت

از عشق راضیه از دید بچه ها عشق هم یه بازیه

تاریخ شاهده هر روز باختی

با هر کی ساختی اول دلت شکست بعدش شناختی

با اینکه سالهاست میدونه عاشقم

 وقتی میخواد بره میگم موافقم

سهم من از چشاش تنها یه قاب شد

 این قصه ی منه شمعی که آب شد

با اون خرابمو بی اون خرابتر

اون بی نقابه و من بی نقابتر

گاهی جدا شدم اوج رسیدنت

 تاریکه زندگیم تکلیف روشنه

هر روز خسته شد هر شب شکسته شد

این قلب دوره گرد تا باورم بشه کاری نمیشه کرد

کوهی که ساختی از دره کمتره

گاهی سقوط کن گفتی ولی نشد حالا سکوت کن 

با اینکه سالهاست میدونه عاشقم

 وقتی میخواد بره میگم موافقم

سهم من از چشاش تنها یه قاب شد

 این قصه ی منه شمعی که آب شد

با اون خرابمو بی اون خرابتر

اون بی نقابه و من بی نقابتر

گاهی جدا شدم اوج رسیدنت

 تاریکه زندگیم تکلیف روشنه