متن آهنگ امیرحسین افتخاری آرام جان

 

از هجر تو در خویشم چندین شده درویشم

حالم چه خرابست غم هجر تو دارم

مشتاق تر از پیشم من آنچه خواهی شم

خود را برسان وسوسه انگیز کارم

مرا بیقرارت کن شیفته ی مرامت کت

اسیر آن دامت کن شوق تو دارم

چنان مرا رامت کن به عشق من عادت کن

خواهشم اجابت کن آرام جانم 

مرا بیقرارت کن شیفته ی مرامت کن

اسیر آن دامت کن شوق تو دارم

چنان مرا رامت کن به عشق من عادت کن

خواهشم اجابت کن آرام جانم 

تو مطلوبی و من طالب اینک شده ای غالب

بر روح و دلو جان من ای ناجی بی رحم

آخر به چه عنوانی حکم دلو میخوانی

از هجر تو مجروحم دیگر تو نزن زخم

مرا بیقرارت کن شیفته ی مرامت کن

اسیر آن دامت کن شوق تو دارم

چنان مرا رامت کن به عشق من عادت کن

خواهشم اجابت کن آرام جانم 

مرا بیقرارت کن شیفته ی مرامت کن

اسیر آن دامت کن شوق تو دارم

چنان مرا رامت کن به عشق من عادت کن

خواهشم اجابت کن آرام جانم