متن آهنگ کوروش مقیمی خواهرم

 

حاضرم تمومِ دنیامو بدم همه روزامو همه شب هامو بدم

بشنوم این حادثه یه خواب بوده یه توهم یا مثلِ سراب بوده

شاید این یه عمری غم کمم بوده این مصیبت مهرِ آخرم بوده

خدا میخوام امشب رو فریاد بزنم اون که بردیش تنها خواهرم بوده

اونکه بردیش همه خاطرات من با اون بود

اونکه بردیش شیشه عمر منم با اون بود

اونکه بردیش همه جسم و جون و روح و قلب من با اون رفت

اون که بردیش همه بغضو خستگیم با اون بود

♫♫♫

این آخرا یه تبِ سرد تو چشاش پنهون بود

این آخرا کاش می دونستم پیشِ ما مهمون بود

این آخرا کوه تکیه گاه من بی جون بود

این آخرا جسمش اینجا روحش تو آسمون بود

اونکه بردیش همه خاطرات من با اون بود

اونکه بردیش شیشه عمر منم با اون بود

اونکه بردیش همه جسم و جون و روح و قلب من با اون رفت

اون که بردیش همه بغضو خستگیم با اون بود